آیا میتوان با تغییر عادتهای روزمره، مغز را برای یادگیری بهتر و انعطافپذیری بیشتر آماده کرد؟ آیا انجام کارهای سادهای مانند استفاده از دست مخالف، یادگیری یک مهارت تازه یا انتخاب مسیری متفاوت برای رفتن به محل کار میتواند به عملکرد مغز کمک کند؟
پاسخ کوتاه این است: بله، تجربههای تازه و یادگیری هدفمند میتوانند در تغییر ارتباطات عصبی مغز نقش داشته باشند. مغز انسان برخلاف تصور قدیمی، ساختاری ثابت و تغییرناپذیر نیست؛ بلکه در پاسخ به تجربه، تمرین و یادگیری تغییر میکند.
این توانایی با اصطلاح نوروپلاستیسیته یا انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) شناخته میشود.
در این مقاله، ابتدا با مفهوم مسیرهای عصبی و نحوه تغییر آنها آشنا میشویم و سپس 10 تمرین ساده و کاربردی را بررسی میکنیم که میتوانید در زندگی روزمره برای تقویت یادگیری، توجه، حافظه و انعطافپذیری ذهنی از آنها استفاده کنید.
مغز از شبکهای گسترده از سلولهای عصبی به نام نورون تشکیل شده است. نورونها از طریق ارتباطهایی تخصصی به نام سیناپس، اطلاعات را به یکدیگر منتقل میکنند و شبکههایی را میسازند که در فعالیتهایی مانند حرکت، یادگیری، حافظه، تصمیمگیری و تنظیم هیجان نقش دارند.
وقتی مهارتی را یاد میگیریم یا تجربهای را بارها تکرار میکنیم، فعالیت و ارتباط میان بخشهای مختلف این شبکهها ممکن است تغییر کند. برخی ارتباطات تقویت میشوند، برخی دیگر تغییر میکنند و در شرایطی نیز ارتباطات یا شاخههای عصبی تازه شکل میگیرند.
این تغییرات بخشی از فرایند انعطافپذیری عصبی هستند.
برای مثال، زمانی که رانندگی را یاد میگیرید، در ابتدا هماهنگ کردن فرمان، پدالها، آینهها و توجه به محیط به تمرکز زیادی نیاز دارد. با تمرین، انجام بسیاری از این کارها روانتر میشود. این پیشرفت صرفاً نتیجه حفظ کردن دستورالعملها نیست؛ بلکه تغییراتی در عملکرد و سازماندهی شبکههای عصبی نیز در آن نقش دارند.
نکته مهم: هر فعالیت تازهای الزاماً مسیر عصبی جدیدی ایجاد نمیکند. اصطلاح «ساخت مسیر عصبی» بیشتر یک بیان سادهشده برای مجموعهای از تغییرات عصبی مرتبط با یادگیری است. همچنین، تغییر و یادگیری مغز به معنی نامحدود بودن تواناییهای آن نیست.
یکی از راههای مؤثر، درگیر شدن با فعالیتهایی است که به توجه، یادگیری، تمرین و گاهی اصلاح اشتباهات نیاز دارند.
برای این منظور لازم نیست برنامهای پیچیده داشته باشید یا ساعتها به حل جدول و بازیهای فکری مشغول شوید. میتوانید از فعالیتهای روزمره شروع کنید؛ به شرط آنکه میان تازگی، تمرین هدفمند و تداوم تعادل برقرار باشد.
در ادامه، 10 روش ساده برای شروع را میخوانید.
اگر راستدست هستید، احتمالاً بیشتر کارهای روزمره را با دست راست انجام میدهید. استفاده از دست چپ برای بعضی فعالیتهای ساده میتواند شما را از الگوی حرکتی همیشگی خارج کند و به توجه و هماهنگی بیشتری نیاز داشته باشد.
برای مثال، میتوانید این فعالیتها را امتحان کنید:
در ابتدای کار احتمالاً حرکتها کندتر و کمدقتتر خواهند بود. این موضوع طبیعی است؛ زیرا هنوز در آن مهارت به اندازه کافی تمرین نکردهاید.
هدف این تمرین، ایجاد چالش حرکتی و افزایش توجه به کاری است که معمولاً بدون فکر انجام میدهید.
البته شواهد نشان نمیدهند که استفاده از دست مخالف بهتنهایی باعث افزایش عمومی هوش یا ایجاد قطعی مسیرهای عصبی جدید میشود. ارزش این فعالیت بیشتر در تمرین هماهنگی حرکتی و یادگیری یک الگوی تازه است.
فهرست خرید، تقویم دیجیتال، یادآورها و دفترچه یادداشت ابزارهای مفیدی هستند. هدف این نیست که آنها را کنار بگذارید؛ بلکه بهتر است فرصتهایی هم برای تمرین حافظه خود ایجاد کنید.
برای نمونه، پیش از مراجعه به فروشگاه، فهرست خریدتان را یک بار بخوانید و تلاش کنید چند قلم از آن را به خاطر بسپارید. پس از خرید، فهرست را بررسی کنید تا چیزی از قلم نیفتاده باشد.
میتوانید این روش را در موقعیتهای دیگری نیز به کار ببرید:
این تمرینها به بازیابی فعال اطلاعات از حافظه نیاز دارند. بازیابی فعال یکی از روشهای شناختهشده برای بهبود یادگیری و ماندگاری اطلاعات است.
با این حال، برای اطلاعات مهمی مانند داروها، قرارهای پزشکی، کارهای ضروری و جزئیات حیاتی، همچنان از ابزارهای یادآوری استفاده کنید. تقویت حافظه نباید به قیمت افزایش خطا و فراموشی در زندگی روزمره تمام شود.
امروزه تلفن همراه بیشتر شمارهها و اطلاعات تماس ما را ذخیره میکند. این قابلیت بسیار کاربردی است، اما اگر میخواهید حافظه خود را تمرین دهید، میتوانید گاهی اطلاعات سادهای را آگاهانه به خاطر بسپارید.
برای مثال:
برای به خاطر سپردن اطلاعات، میتوانید از دستهبندی، تکرار فاصلهدار یا ارتباط دادن اعداد با الگوهای آشنا استفاده کنید.
البته حفظ کردن شماره تلفن بهخودیخود تمرین ویژهای برای تمام تواناییهای مغز نیست. بهبود حافظه معمولاً به نوع تمرین وابسته است؛ یعنی تمرین حفظ اعداد بیشتر میتواند به مهارتهای مرتبط با همان نوع اطلاعات کمک کند.
اگر میخواهید از این تمرین نتیجه بیشتری بگیرید، بهجای حفظ کردن تعداد زیادی عدد بهصورت فشرده، اطلاعات محدودی را انتخاب کنید و در فاصلههای زمانی مختلف از حافظه خود بازیابی کنید.
داستانخوانی فقط سرگرمی نیست. دنبال کردن شخصیتها، به خاطر سپردن اتفاقات، درک انگیزهها و پیشبینی ادامه ماجرا به مجموعهای از فرایندهای شناختی نیاز دارد.
داستانگویی نیز میتواند به تمرین حافظه، سازماندهی اطلاعات، زبان و خلاقیت کمک کند.
برای شروع، یکی از این تمرینها را انتخاب کنید:
برای مثال، تصور کنید امروز در مسیر محل کار، اتفاق غیرمنتظرهای رخ داده است. تلاش کنید آن را طوری روایت کنید که شنونده بتواند ترتیب رویدادها و احساسات افراد را درک کند.
چنین تمرینهایی لزوماً به معنای ایجاد مسیرهای عصبی تازه نیستند؛ اما میتوانند فرصت مناسبی برای تمرین مهارتهای زبانی، حافظه رویدادی و سازماندهی ذهنی فراهم کنند.
بسیاری از چیزهایی که هر روز میبینیم، بدون توجه آگاهانه از مقابل چشم ما عبور میکنند. مشاهده هدفمند کمک میکند جزئیات بیشتری را تشخیص دهید و تفاوت میان دیدن و توجه کردن را تجربه کنید.
برای انجام این تمرین، هر روز یک موضوع مشخص انتخاب کنید.
مثلاً:
پس از چند دقیقه مشاهده، از خودتان بپرسید: چه جزئیاتی را قبلاً نادیده میگرفتم؟ چه تفاوتهایی میان نمونههای مختلف وجود دارد؟
میتوانید در پایان روز سه چیزی را که متوجه شدهاید یادداشت کنید.
این تمرین بیش از هر چیز برای افزایش آگاهی از محیط، توجه انتخابی و دقت مشاهده مفید است. برای نتیجه بهتر، بهجای تلاش برای توجه همزمان به همه چیز، روی یک موضوع مشخص تمرکز کنید.
اگر همیشه از یک مسیر مشخص به محل کار، فروشگاه یا خانه دوستانتان میروید، احتمالاً بخش زیادی از مسیر را با توجه نسبتاً کمی طی میکنید.
انتخاب مسیری متفاوت، در صورت ایمن بودن، میتواند شما را به توجه بیشتر به محیط وادار کند.
برای مثال:
این فعالیتها ممکن است به تمرین جهتیابی، توجه فضایی و یادگیری محیط کمک کنند.
البته تغییر مسیر بهتنهایی تضمینی برای تقویت عمومی مغز نیست. اگر هدف شما یادگیری است، به نشانههای محیط توجه کنید و پس از پایان مسیر، سعی کنید آن را در ذهن خود بازسازی کنید.
در موقعیتهایی که ایمنی یا زمان اهمیت دارد، مسیر آشنا و مطمئن را ترجیح دهید.
عادتها باعث میشوند بسیاری از کارهای تکراری را با صرف انرژی ذهنی کمتری انجام دهیم. این ویژگی در بیشتر مواقع مفید است؛ زیرا منابع شناختی ما محدود هستند.
با این حال، گاهی تغییر کنترلشده در یک عادت میتواند فرصتی برای تمرین توجه و سازگاری ایجاد کند.
برای مثال:
پس از تغییر، به این نکته توجه کنید که کدام بخش کار دشوارتر شد و چرا.
هدف، برهم زدن همه عادتها نیست. روتینهای مفید، مانند زمان خواب منظم، مصرف بهموقع داروها و عادتهای ایمنی، بهتر است حفظ شوند. تازگی زمانی ارزشمند است که به یادگیری یا بهبود یک فعالیت کمک کند.
حل مسئله یکی از فعالیتهای مهم شناختی است. در این فرایند، باید اطلاعات را سازماندهی کنید، گزینههای مختلف را بسنجید، پیامدها را پیشبینی کنید و در صورت لزوم راهبرد خود را تغییر دهید.
برای تمرین، لازم نیست سراغ مسائل بسیار پیچیده بروید. یک مسئله واقعی و محدود انتخاب کنید.
برای مثال، اگر میخواهید بهرهوری خود را افزایش دهید، این پرسشها را بررسی کنید:
اگر به کسبوکار علاقه دارید، میتوانید مسئلهای مانند شناسایی مشتری هدف، کاهش هزینهها یا آزمایش یک محصول جدید را انتخاب کنید.
یک روش ساده برای تمرین حل مسئله این است:
1. مسئله را در یک جمله تعریف کنید.
2. سه راهحل احتمالی بنویسید.
3. مزایا و معایب هر راهحل را مقایسه کنید.
4. کوچکترین آزمایش عملی را انتخاب کنید.
5. نتیجه را بررسی کنید و در صورت نیاز روش خود را تغییر دهید.
نکته مهم این است که صرفاً ساعتها درباره یک مسئله فکر نکنید. نشخوار فکری و نگرانی تکراری الزاماً به حل مسئله منجر نمیشوند. تمرین مؤثر باید به تصمیم، آزمایش یا یادگیری مشخصی ختم شود.
در تمرین دوم، هدف این بود که گاهی اطلاعات را بدون اتکای فوری به فهرست بازیابی کنید. در اینجا هدف متفاوت است: از فهرستنویسی برای سازماندهی اطلاعات و کشف ارتباط میان تجربهها استفاده میکنیم.
موضوعات پیشنهادی عبارتاند از:
برای اینکه این فعالیت به تمرین شناختی معنادارتری تبدیل شود، فقط به تهیه فهرست اکتفا نکنید.
پس از نوشتن موارد، آنها را دستهبندی کنید، شباهتها را پیدا کنید و ارتباط میان آنها را توضیح دهید.
برای مثال، اگر فهرستی از کتابهای خواندهشده تهیه میکنید، مشخص کنید کدام کتابها دیدگاه شما را تغییر دادهاند و چه ایدههایی میان آنها مشترک هستند.
این کار میتواند به بازیابی حافظه، سازماندهی دانش و ایجاد ارتباط میان اطلاعات کمک کند. البته فهرستنویسی بهتنهایی تضمین نمیکند که حافظه عمومی یا هوش شما افزایش پیدا کند.
اگر همیشه کتابهای یک حوزه مشخص را مطالعه میکنید، انتخاب موضوعی متفاوت میتواند فرصت یادگیری تازهای فراهم کند.
برای مثال، اگر بیشتر کتابهای روانشناسی میخوانید، میتوانید یکی از این حوزهها را امتحان کنید:
لازم نیست موضوع جدیدی انتخاب کنید که هیچ علاقهای به آن ندارید. بهتر است از پرسشی شروع کنید که واقعاً برایتان جذاب است.
برای نمونه، اگر میخواهید بدانید چرا بعضی جوامع ثروتمندتر از جوامع دیگر هستند، میتوانید کتابی مقدماتی درباره اقتصاد توسعه بخوانید. اگر به رفتار انسان علاقه دارید، مطالعه درباره تصمیمگیری، شناخت اجتماعی یا روانشناسی تکاملی میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
برای افزایش کیفیت یادگیری، هنگام مطالعه از خودتان بپرسید:
مطالعه زمانی ارزش شناختی بیشتری پیدا میکند که از دریافت منفعلانه اطلاعات فراتر بروید و آنچه را میخوانید تحلیل، مرور و به دانستههای قبلی خود مرتبط کنید.
تازگی میتواند توجه شما را جلب کند، اما هر فعالیت جدیدی الزاماً مفیدتر از یک فعالیت آشنا نیست. برای یادگیری پایدار، معمولاً تمرین هدفمند، تکرار در طول زمان، بازخورد و دشواری متناسب با توانایی فرد اهمیت دارند.
برای مثال، یک ساعت امتحان کردن ده فعالیت متفاوت ممکن است به اندازه تمرین منظم یک مهارت مشخص، یادگیری عمیقی ایجاد نکند.
به همین دلیل، بهتر است سه اصل را در نظر داشته باشید:
1. فعالیتی انتخاب کنید که واقعاً به یادگیری نیاز داشته باشد. صرفاً متفاوت بودن یک کار کافی نیست.
2. تمرین را تکرار کنید. یادگیری معمولاً با یک بار تجربه کامل نمیشود.
3. به مغز فرصت استراحت بدهید. خواب کافی در تثبیت حافظه و یادگیری نقش مهمی دارد.
همچنین، فعالیت بدنی منظم، خواب مناسب و مدیریت عوامل مختلکننده تمرکز، از اجزای مهم مراقبت از سلامت مغز هستند. تمرینهای ذهنی جایگزین این عوامل یا درمان مشکلات پزشکی و شناختی نیستند.
اگر نمیدانید از کدام تمرین شروع کنید، برنامه زیر میتواند نقطه شروع مناسبی باشد. روزانه حدود 5 تا 15 دقیقه برای آن در نظر بگیرید و در صورت تمایل، فعالیتها را در هفتههای بعد تکرار کنید.
روز تمرین هدف اصلی روز اول انجام یک کار ساده با دست غیرغالب هماهنگی حرکتی روز دوم خواندن یک متن و بازگویی آن از حافظه بازیابی اطلاعات روز سوم مشاهده دقیق یک موضوع در محیط توجه و دقت روز چهارم انتخاب یک مسیر متفاوت و ایمن جهتیابی و توجه فضایی روز پنجم حل یک مسئله واقعی با چند راهحل استدلال و تصمیمگیری روز ششم خواندن مطلبی از یک حوزه تازه یادگیری دانش جدید روز هفتم مرور آموختههای هفته و توضیح آنها با زبان خودتان تثبیت و سازماندهی دانش این برنامه یک پیشنهاد آموزشی است، نه یک پروتکل درمانی یا برنامهای که اثربخشی آن برای همه افراد تضمین شده باشد. آن را متناسب با علاقه، شرایط و زمان خود تنظیم کنید.
مغز انسان توانایی تغییر و سازگاری دارد. این ویژگی به ما اجازه میدهد در طول زندگی مهارتهای تازه بیاموزیم، دانش خود را گسترش دهیم و عملکرد برخی فرایندهای شناختی را با تمرین بهبود دهیم.
استفاده از دست غیرغالب، داستانخوانی، مشاهده دقیق، حل مسئله و مطالعه موضوعات تازه میتوانند فرصتهایی برای یادگیری و تمرین شناختی ایجاد کنند. با این حال، نباید انتظار داشته باشیم که هر یک از این فعالیتها بهتنهایی هوش عمومی را افزایش دهد یا مستقیماً باعث تشکیل تعداد مشخصی مسیر عصبی جدید شود.
اگر میخواهید از توانایی یادگیری مغز خود بهتر استفاده کنید، بهجای جستوجوی یک ترفند جادویی، فعالیتی معنادار انتخاب کنید، آن را بهطور منظم تمرین کنید، اشتباهات خود را بررسی کنید و برای تثبیت آموختهها به خودتان زمان بدهید.
مغز با تجربه و یادگیری تغییر میکند؛ اما تغییر پایدار معمولاً حاصل یک فرایند است، نه یک حرکت جادویی.